محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
224
خلاصة الحكمة ( فارسى )
جذب مىنمايد يكى از آن هر دو را « 1 » به سوى ديگرى . و دور نيست اين كه باشد عضلِ محرّكِ لسان از طول عضلهء بارزى كه محرّك آن است . همچنين براى آن كه مر آن راست كه حركت نمايد در نفس خود به امتداد ، چنان چه مر آن راست كه حركت نمايد در نفس خود به تقاصر و تشنّج . و امّا تشريحِ عضل عُنُق : [ عُنُق ] ، به ضمّ عين مهمله و نون و قاف كه « جيد » نيز - به كسر جيم و سكون ياء مثنّاهء تحتانيه و دال مهمله - [ مىنامند ] و اين ، مؤنّث و مذكّر نيز آمده ، و جمع آن « اعناق » و به فارسى « گردن » نامند ، عضل محرّكه آن - كه گردن باشد - به تنهايى دو زوج است : يكى يمين و يكى يسار . پس هر كدام از آن هر دو كه متشنّج گردند به تنهايى ، منجذب مىگردد رقبهء آن به جهت مورّب . و چون دو از آنها از يك جهت با هم متشنّج گردند ، ميل مىنمايد رقبه به سوى آن جهت ، بدون توريب ؛ بلكه بر استقامت . و چون هر چهار با هم متشنّج گردند ، ايستاده مىگردد گردن ؛ بدون ميل به جانبى . امّا تشريح عضل صدر : بعضى از آن ، منبسط مىگرداند آن را به تنهايى و منقبض نميگرداند . پس ، از آن [ عضلات مىباشد ] : حجابِ حاجز [ كه ] ميان اعضاء تنفس و اعضاء غذاست ، كه - ان شاء اللّه تعالى - بيان آن خواهد آمد بعد از اين . و [ ديگرى ] زوجى است كه موضوع است زير ترقوه . و منشأ آن ، چيزى است كه كشيده شده است به سوى رأس كتف نصف آن . و آن ، متّصل به ضلع اوّل [ است ] كه به يمين و يسار و جذب مىنمايد آن را .
--> ( 1 ) . ب : ( را ) حذف شده .